نا امید
" دوستت دارم "
شبانگاهان صداي مهیبی در شب سکوتم را با ترنم هاي پر دردش فزوني داد صداي وحشتناک از يک زخم بر قلبی ندا مي داد زخم قلب از براي لانه اي خاموش و تاریک پي بالي شکسته از براي جوشش يک روح بود کز عمق جان اشک او لبريز شد قطره اي اشک در فضا لغزيد درخت جوانیش خشکو بی جان شد شاخه هایش در هم شکست که ناگهان بغضم سکوت سينه ي شب را شکست ناگهان اشکم بارید

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 13:40  توسط دوست دار عشق
|


